حسين مروج
461
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
امام در نماز جماعت است البته در انجام افعال نماز . موارد استعمال : متابعة المأموم در نماز جماعت واجب است . شرح لمعه ، كتاب صلات متاجر - جمع متجر است و در عرف فقيهان به سه معنى استعمال شده است : 1 ) تجارت و بازرگانى ، مانند مقتل كه به معناى كشتن است . موارد استعمال : متاجر به پنج قسم منقسم مىشود : واجب ، حرام ، مستحب ، مكروه و مباح . شرح لمعه ، كتاب متاجر 2 ) اعيان و اجناسى است كه به وسيلهء آنها معاملات انجام مىشود . موارد استعمال : متاجر به واجب ، حرام ، مكروه ، مستحب و مباح قسمت مىشود . شرح لمعه ، كتاب متاجر 3 ) مال غير مخمّس از كسى كه خمس بده نيست . در خريدن متاجر بأسى و خوفى نيست . مجمع البحرين متاخمة - مملكت هممرز . در عبارت فقها آمده است « اذا كانت بلدة من بلاد الإسلام متاخمة لدار الحرب » . طلبة الطلبه ، كتاب سير متبايعان - خريدار ، فروشنده . در حديث « اذا اختلف المتبايعان . . . » به خريدار و فروشنده اطلاق شده است . طلبة الطلبه ، كتاب بيع متبرّع - به كسى كه عطاى بدون مقابل مىكند و حالت تطوع دارد گفته مىشود . مجمع البحرين ؛ معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در امر زراعت گندم كار كرد متبرع به عنوان مؤنه به حساب نمىآيد تا پس از كسر آن زكات واجب شود . شرح لمعه ، كتاب زكات متبرّعة - زنى كه به بچه ديگرى شير مىدهد و در مقابل عوض نمىگيرد . موارد استعمال : روزه اگر به بچه متبرعه ضرر برساند او نمىتواند روزه بگيرد بايد روزه را بخورد . شرح لمعه ، كتاب صوم متجمّل - زينت يافته ، خودآراء . در فقه ، كسى است كه بر روزگار شكيبا باشد و خوارى را بر خود ظاهر و نمايان نسازد و خود را بىنياز جلوه دهد . شرح لمعه ؛ جواهر الكلام ، كتاب زكات موارد استعمال : زكات نعم و مواشى را مستحب است به متجمل اختصاص دهد . شرح لمعه ، كتاب زكات متحرّف للقتال - كسى كه جاى خود را در جنگ عوض مىكند تا بهتر جنگ نمايد ، مثلا جايى مىرود كه پشت به آفتاب باشد و يا به منبع آب نزديكتر شود . موارد استعمال : فرار از جنگ براى متحرف للقتال جايز است . شرح لمعه ، كتاب جهاد متحيّز الى فئة - كسى كه به فئة گروه و دسته خود منضم مىشود تا به وسيلهء آنها بهتر بتواند جنگ نمايد . موارد استعمال : فرار از جنگ براى متحيّز الى فئة جايز است . شرح لمعه ، كتاب جهاد متخلّف - خلافكننده ، خلافكار .