حسين مروج

445

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

كه در حج به جا آورده مىشود مثل طواف كعبه ، سعى صفا و مروه و وقوف در عرفات . موارد استعمال : اجير حج بايد از مناسك حج اطلاع داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب حج المناشدة - سوگند خوردن . طلبة الطلبه ، كتاب حدود موارد استعمال : در حديث است كه امّ قيس و ابن ذريح درباره طلاق خود مناشده نمود . لسان العرب المنافق - كسى كه در باطن كافر است ولى در ظاهر به اسلام تظاهر مىكند . مجمع البحرين موارد استعمال : در نماز ميّت منافق چهار تكبير كفايت مىكند و در تكبير پنجم به او لعن مىشود . شرح لمعه ، كتاب صلات المنافقة - زنى كه در باطن كافر است ولى تظاهر به اسلام مىكند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : با وجود زن مؤمنه مجددا از ازدواج با منافقه نهى شده است . التهذيب ، ج 7 ، ص 458 المنبوذ - لقيط ( بچه‌اى است كه در خيابان و كوچه انداخته شود و پدر و مادر او معلوم نباشد ) . موارد استعمال : اخذ منبوذ جايز است . شرح لمعه ، كتاب لقطه المنجنيق - عبارت است از آلات حرب كه به وسيلهء آن سنگ و امثال آن به طرف دشمن پرتاب مىكنند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : جنگ با تخريب قلعه و قطع درخت و منجنيق جايز است . شرح لمعه ، كتاب جهاد المنخر - سوراخ بينى . موارد استعمال : بنابر قول مشهور در قطع منخر پرداخت ثلث ديه واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات المنخنقة - حيوانى كه در اثر خناق بميرد و ذبح آن مقدور نباشد . موارد استعمال : گوشت منخنقه حرام است . سورهء مائده ، آيهء 3 المنخوسة - حيوان و انسانى را گويند كه بر سرين و يا پهلوى آن با چوب و مانند آن سنگ يا سيخانك بزنند . مجمع البحرين موارد استعمال : اگر در اثر نخس كسى راكبه بيفتد و آسيب ببيند ديهء او بر ناخسه و منخوسه واجب مىشود . جواهر الكلام ، ج 43 ، ص 74 المنديل - پارچه و مانند آن است كه عرق و ترى آن‌را با آن خشك مىكنند . معجم لغة الفقهاء از خشك كردن دست با منديل پس از شستن آن نهى شده است . الكافى ، ج 6 ، ص 291 المنزل - مكان فرود آمدن . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، 1 ) محلى كه وطن اخذ كرده است ؛ 2 ) شهرى است كه شش ماه در آن اقامت كرده و از حدود شرعى آن خارج نشده است ؛ 3 ) جايى است كه به نيت اقامت دائمى شش ماه در آن بماند . موارد استعمال : يكى از شرايط قصر نماز عدم مرور به منزل است . شرح لمعه ، كتاب صلات المنسأت فى العمر - كارهايى كه عمر آدم