حسين مروج

380

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

كننده فاعل گفته مىشود . موارد استعمال : در لواط فاعل كشته مىشود و لو اين‌كه غير محصن باشد . شرح لمعه ، كتاب حدود فاقد القصد - مكره ، سكران ، شخص داراى اغماء و غضب است به شرط اين كه صاحب غضب در اثر آن قصد را از دست بدهد . موارد استعمال : ظهار شخص فاقد القصد ، اعتبار ندارد . شرح لمعه ، كتاب ظهار فأر - كندن زمين ، موش . در عرف فقها ، پوستى است كه مشك در آن قرار مىگيرد و از آن جهت استفاده بيرون مىآورند . موارد استعمال : بيع مشك در فأر جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر فأفاء - به كسى كه نمىتواند دو حرف را از مخرج ادا نمايد گفته مىشود . موارد استعمال : امامت فأفاء در نماز جماعت به شخص سالم جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب صلات فتخات - به انگشترهاى بدون فصّ ( نگين ) گفته مىشود . جمع فتخه است . طلبة الطلبه ، كتاب زكات در حديث است كه مقصود از زينت در آيهء « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » فتخه است . سورهء نور ، آيهء 31 ؛ لسان العرب فتق - 1 ) به گشادى بيش از حدّ فرج زن اطلاق مىشود و به آن زن فتقاء مىگويند . يكى از عيوب مجوزه فتق مىباشد . طلبة الطلبه ، كتاب بيع 2 ) دردى است كه در امعا انسان پيدا مىشود و جايى را در بين امعا و خصيتين باز مىكند و در آن باد جمع مىشود . در حديث است نشستن در حالت تنوّر ( از نوره استفاده كردن ) موجب فتق مىشود . مجمع البحرين فتق فأرة - عبارت است از اين‌كه با سوزن نخى را داخل فأره ( پوستى كه محتوى مشك است ) نمايند و سپس بيرون آورند و امتحان كنند . موارد استعمال : معاملهء فأره بدون فتق آن جايز است ، نهايتا در صورت فساد مشترى مخيّر مىشود . شرح لمعه ، كتاب متاجر فتنة - ذوب طلا و نقره جهت تعين عيار آن‌ها . در عرف فقها ، امر و يا چيزى كه با آن حالت ( خير و شرّ ) انسان معلوم مىشود . كشّاف موارد استعمال : مرد مىتواند به مرد ديگر ( و لو اين‌كه جوانى خوش منظر باشد ) نگاه كند به شرط اين‌كه در فتنه نيفتد . شرح لمعه ، كتاب نكاح فتوى - خبر دادن ، اظهارنظر كردن . فرهنگ معارف اسلامى در عرف فقها ، رأى استنباط شدهء فقيه است در وقايع و قضايا . قواعد شهيد به نقل از فرهنگ معارف اسلامى