حسين مروج

362

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

موارد استعمال : كفارهء صيد ارنب قربانى عناق است . طلبة الطلبه ، كتاب مناسك 2 ) حيوانى است مانند ببر كه در زبان فارس به آن سياه‌گوش مىگويند . در حديث است كه به وسيلهء عناق مىشود شكار كرد مانند ساير حيوانات شكارى . طلبة الطلبه ؛ لسان العرب عنبر - زعفران ، سپرى است كه از ماهى عنبر درست مىكنند . در عرف فقيهان ، همان جنس معروف به عنبر مىباشد . راجع به اصل و ماهيت آن نظريه‌هاى گوناگون وجود دارد . موارد استعمال : در عنبر پرداخت خمس واجب است . جواهر الكلام ، ج 16 ، ص 45 عنت - مشقت و زحمت شديد و زياد . شرح لمعه در عرف فقها ، ضرر و خسارتى است كه از ترك ازدواج بوجود مىآيد . موارد استعمال : زنا و گناهان ديگر عنت به حساب مىآيد . شرح لمعه ، كتاب نكاح عندنا - كلمهء عند براى فهماندن قرب و نزديكى وضع شده است و در بعضى موارد به معناى قرب از جهت عقيده را مىرساند ، مثلا گفته مىشود : « عندى كذا » . مفردات راغب جمله « عندنا كذا » در كتب شيعه به معناى عقيدهء شيعه اين است . موارد استعمال : خيار عيب عندنا فورى است . شرح لمعه ، كتاب متاجر عنق - گردن . جمع آن اعناق است . مجمع البحرين موارد استعمال : در جنايت به عنق كه منتهى به كج شدن آن باشد پرداخت ديهء كامل واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات عنن - به آن قسمت از آسمان كه ديده شود . در فقه ، مرضى است كه در اثر آن مرد به علت راست نشدن آلت رجوليت نتواند با زن مجامعت نمايد . موارد استعمال : با وجود عنن زن حق دارد عقد ازدواج را فسخ نمايد . شرح لمعه ، كتاب نكاح عنوة - قهر و غلبه‌اى است كه طرف مغلوب ، اظهار خضوع نمايد . موارد استعمال : مكهء معظمه با عنوه فسخ گرديد . طلبة الطلبه ، كتاب سير ؛ مجمع البحرين عنّة - حالت مرد عنّين ( مردى كه قادر به وطى زن نيست ) مىباشد . موارد استعمال : عنّه يكى از عيوب مجوز فسخ نكاح است . شرح لمعه ، كتاب نكاح عنيد - كسى است كه از طريق حق عدول و به تدريج از حق منحرف شود . طلبة الطلبه ، كتاب ادب القاضى ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : قاضى نبايد جبّار عنيد باشد . طلبة الطلبه ، كتاب ادب القاضى عنّين - كسى است كه به مرض عنّه ( ناتوانى از مجامعت با زن ) مبتلا شود . موارد استعمال : كسى كه پس از ازدواج با زن خود و يا زن ديگر از مجامعت عاجز