حسين مروج

326

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

است ، مثل اين‌كه شما به همسايه‌تان تعهد مىكنيد كه در صورت تخريب ساختمان به وسيلهء تو ضرر وارده را جبران خواهيد نمود . موارد استعمال : بنابر قولى ضمان ما لم يحب ، جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب ضمان ضمان مؤجّل - عقد ضمانى است كه التزام ضامن به پرداخت وجه ضمان ، مؤجّل باشد . موارد استعمال : ضمان مؤجل ، جايز و بدون اشكال است . شرح لمعه ، كتاب ضمان ضمّ ذمّة الى ذمّة - عقدى است كه به وسيلهء آن طلبكار حق پيدا مىكند ، علاوه از بدهكار اصلى از شخص ثالث نيز طلب خود را مطالبه و وصول نمايد . شرح لمعه ، كتاب حواله موارد استعمال : قابل ذكر است كه فقهاى اهل تسنن مىگويند ضمان و حواله از اين نوع عقود مىباشند . شرح لمعه ، كتاب حواله ضمن - عاشق . در فقه ، كسى كه زمين‌گير و به مرض زمانه ( تعطيل قوى ) ، مبتلا مىباشد . موارد استعمال : نبايد به بهانهء ضمن بودن ، از جهاد واجب عقب بماند . شرح لمعه ؛ لسان العرب ضميمة - صاحب ، همراه . در فقه ، چيزى كه در بيع ربوى به طرف ناقص و يا به بيع و ثمن هر دو منضّم بشود . شرح لمعه موارد استعمال : با وجود ضميمه ، خريد و فروش جنس ناقص ربوى در مقابل كامل بدون اشكال است . شرح لمعه ، كتاب متاجر ضيافة - 1 ) به عنوان مهمان وارد شدن است . مجمع البحرين موارد استعمال : كسى كه به علت ضيافت امين شناخته شده دزدى نمايد ، بنابر قولى دست او قطع نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود 2 ) پذيرايى از وارد غير اهل خانه مىباشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : گوسفند كسى را غصب و به عنوان ضيافت به مالك آن اطعام نمايد ضامن گوسفند مىشود . شرح لمعه ، كتاب غصب ضيف - كسى كه به عنوان مهمان وارد شود خواه مدعو باشد ، خواه مدعو نباشد ، به علت اين‌كه مهمان به ميزبانى ميل مىكند ضيف ناميده شده است . موارد استعمال : در صورتى كه ضعيف از خانه ميزبان دزدى كند در قطع دست او خلاف است . شرح لمعه ؛ مجمع البحرين