حسين مروج

25

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

منزلت او پست‌تر است . مجمع البحرين موارد استعمال : در قصاص عضو تساوى در سلامت شرط است مگر اين‌كه مقتص منه اخفض باشد . تحرير الوسيله اخلال بالمدّة - مثل اين‌كه زوجهء متعه‌اى در تمام مدت قرار داده شده و يا در مقدارى از آن خود را در اختيار مرد قرار ندهد و مانع لذت بردن او گردد . شرح لمعه موارد استعمال : در صورت وقوع اخلال بالمدة از طرف زن ، مرد مىتواند به نسبت مدت از مهريه كمتر نمايد و به عنوان تقاص ندهد . شرح لمعه ، كتاب نكاح اخوة - برادران ، دوستان . در فقه ، برادران و خواهران و يا فقط برادران ، « اخوة » ناميده مىشود . شرح لمعه موارد استعمال : القول فى ميراث الأجداد و الاخوة ؛ مقصود برادران و خواهران است . شرح لمعه ، كتاب ارث اداف - به معناى آلت رجوليت مىباشد . موارد استعمال : در حديث است « فى الإداف الدّية » در قطع آلت رجوليت ديه است . طلبة الطلبه ادام - هر چيزى كه با نان به عنوان خورشت خورده مىشود . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : بنابر قول اهل سنت اگر كسى سوگند بخورد بر اين‌كه ادام نخورد ، قسم او با خوردن نان با پنير شكسته نمىشود . طلبة الطلبه ، كتاب ايمان اداوة - مشك كوچكى را كه از پوستين درست مىشود ، « ادواة » مىگويند . در فقه ، ظرفى است كه با آب آن تطهير نمايند ؛ مانند آفتابه . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : در صورتى كه در اجاره شتر شرط شود كه معاليق ( مشك آب و اداوة ) به شتر بسته شود ، اين شرط لازم الاجراء است . طلبة الطلبه اداء - به جا آوردن ، انجام دادن ، بيان كردن . در فقه ، نماز و عبادت را در وقت تعيين شده بجا آوردن را مىگويند . رسالهء توضيح المسائل موارد استعمال : نماز شب را به علت عذر ( مانند خستگى و سرما و . . . ) با نيت اداء مىتوان قبل از نصف شب بجا آورد . شرح لمعه ، كتاب صلات اداء الأمانة - تحويل امانت به صاحب آن به طورى كه هيچ‌گونه مانعى در تحويل گرفتن او وجود نداشته باشد . شرح لمعه موارد استعمال : اداء امانت به صاحبش واجب است و لو اين‌كه او كافر باشد . شرح لمعه ، كتاب وديعه اداء شهادت - شهادت دادن و در محضر دادگاه گفتن چيزى را كه مىداند . شرح لمعه موارد استعمال : اداى شهادت در صورت قدرت به اداء آن ، واجب كفائى مىباشد . شرح لمعه ، كتاب شهادت ادب - طريقهء پسنديده و پاكيزگى نفسانى است و به اصطلاح نگاه داشتن حدّ هر چيز و همچنين علم عربى را گويند . كشّاف