حسين مروج

192

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

حقّ المارّة - ميوه و خرمايى كه در رهگذر مردم است . بنابر قولى مردم حق دارند بدون جلب رضايت مالك از آن‌ها بخورند ، به اين حق « حقّ المارّه » مىگويند . موارد استعمال : حق المارّه مخصوص شخص عابر است و انتقال آن به شخص ديگر جايز نيست . جواهر الكلام ، ج 24 حقّ المسجد - كسى كه در مسجد نشسته به آن مكان اولويت پيدا مىكند ، به اين اولويت حق المسجد اطلاق مىشود . موارد استعمال : حق المسجد قابل مصالحه با مال است . شرح لمعه ، كتاب صلح حقّ النّاس - حقى است كه يك طرف آن يك فرد و يا افرادى و طرف ديگر آن نيز فردى يا افرادى از جامعه است مانند وجوب پرداخت دين و وصيت . موارد استعمال : صدور حكم غيابى در حق الناس جايز است . شرح لمعه ، كتاب قضاء حقّ اولويّة التّحجير - تحجير ( ديوار كشى ، خاك‌ريزى ، درست كردن سد ، نصب چوب و . . . ) زمين موات براى شخص اولويتى ايجاد مىنمايد كه مانع دخالت ديگران در آن مىشود ، به اين اولويت حق اولويه التحجير نيز اطلاق مىشود . موارد استعمال : حق اولويه التحجير قابل مصالحه با چيزى ديگر مىباشد . شرح لمعه حقّ اولويّة السّوق - حق عينى است كه از جهت سبقت به محلى در بازار كه در معرض اين قرار گرفته كه همه در آن كسب مىنمايند پيدا مىشود . موارد استعمال : حق اولويت سوق قابل مصالحه با عين و يا منفعت ديگرى مىباشد . شرح لمعه حقّ اولويّة المسجد - حق عينى است كه از جهت سبقت به محلى در مسجد كه عموم افراد حق دارند در آن عبادت نمايند پيدا مىشود . موارد استعمال : حق اولويت مسجد با عين و يا چيز ديگر قابل مصالحه است . شرح لمعه ، كتاب صلح حقّ غير ممكن الأداء - حقى است كه استيفاء آن در غياب مكفول از كفيل ناممكن است ، مانند حق قصاص كه استيفاء آن از كفيل در غياب جانى جايز نيست . موارد استعمال : اگر حق غير ممكن الأداء مورد كفالت باشد حتى الامكان كفيل را ملزم مىكنند كه مكفول خود را احضار نمايد . شرح لمعه ، كتاب كفاله حقّ له بدل - حقى كه در صورت عدم امكان تا ديهء آن بدل و عوض براى آن وجود دارد ، مانند قتل عمدى كه صاحب حق مىتواند به جاى قصاص ديهء دريافت نمايد . موارد استعمال : اگر كفيل از تحويل قاتل امتناع نمايد بايد حكم حق له بدل ( پرداخت بدل ) در اين مورد به اجرا گذاشته شود . شرح لمعه ، كتاب كفاله