حسين مروج

178

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

حبو . لسان العرب حبوة - دادن چيزى به ديگرى بدون اخذ عوض ، به عبارت ديگر بخشش و عطا كردن . مجمع البحرين در فقه ، عطيّه‌اى است از مال ميت « انگشتر » نيز شامل حبوه مىگردد به عبارت ديگر ، حبوه چهار چيز است : شمشير ، لباس ، انگشتر و قرآن . ( قرآن با قاب آن و شمشير و غلاف آن و لباسهاى ميت ) كه استثناء به فرزند ذكور كه از ساير فرزندان بزرگتر است داده مىشود . موارد استعمال : در مقابل حبوه قضاى روزهء پدر به فرزند اكبر واجب است . شرح لمعه ، كتاب صوم حبيس - چيز وقف شده . موارد استعمال : بنابر قول بعض اهل سنت فروش حبيس جايز است . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه حجّ - زيارت اماكنه مقدسه براى تبرك جستن . در فقه ، عبارت است از جميع عبادات و واجبات كه انجام آن‌ها براى حجاج واجب است . جواهر الكلام ، ج 17 موارد استعمال : حج براى مستطيع واجب است . شرح لمعه ، كتاب حج حجّ افراد - حجى است كه ابتدا از ميقات براى حج داخل احرام مىشود و پس از انجام حج مجددا براى عمره احرام مىبندد و اعمال آن‌را بجا مىآورد ، يكى از خصوصيات حج افراد اين است كه قربانى ندارد . موارد استعمال : كسى كه منزل او در كمتر از چهل ميلى واقع است ، وظيفهء او حج قران و حج افراد است . شرح لمعه ، كتاب حج حجّ التّسكّع - حجى است كه حاجى بدون زاد و راحله و با تحمل مشقّت بجاى مىآورد . موارد استعمال : كسى كه حج براى او واجب نيست و هنوز مستطيع نشده ، حج التسكع از حج واجب كفايت نمىكند . شرح لمعه ، كتاب حج حجامة - بادكش كردن و خون گرفتن از بدن به وسيلهء مكيدن با شاخ و تيغ زدن پوست بدن . در فقه ، آنچه در ميان مردم به آن حجامت مىگويند . شرح لمعه موارد استعمال : لازم به تذكر است كه حجامت در صورت شرط اجرت كراهت دارد . شرح لمعه ، كتاب متاجر حجّ تمتّع - عبارت است از مجموعهء عمره تمتع و حج تمتع به علت اين‌كه پس از عمره حاجى از احرام خارج مىشود و حق دارد تا احرام حج از چيزهاى حرام شده استفاده نمايد حج تمتع ناميده شده است . موارد استعمال : كسى كه منزل او تا مكهء معظمه چهل و هشت ميل و يا بيشتر است وظيفهء او انجام حج تمتع مىباشد . شرح لمعه ، كتاب حج حجر - ضبط و توقيف اموال .