حسين مروج
11
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
« برى الذّمّه » مىشود . شرح لمعه ابراء مديون - اسقاط دين به وسيلهء بستانكار از ذمّهء شخص بدهكار است . مجمع البحرين موارد استعمال : در ابراء دين ، قبول مديون شرط نيست ولى عدهاى از فقها مىگويند قبول او شرط است . شرح لمعه ، كتاب عطيّه إبضاع - مطالب پوشيده را شرح دادن . در عرف فقه به معناى توانگرى به ديگرى بدون دريافت سود سرمايه تجارت است . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : مشاركت با كافر ذمّى و ابضاع به آن مكروه است . شرح لمعه ، كتاب شركت إبطال شمّ - يعنى قوهء شامهء كسى را باطل كند و آن شخص ، ديگر بوى اشيا را نفهمد . شرح لمعه موارد استعمال : در ابطال شم از دو سوراخ بينى ، پرداخت ديهء كامله واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات إبقاء الزّوجة فى البلد - يعنى مرد زن خود را در وطن و شهر او نگه دارد و از آنجا خارج ننمايد . شرح لمعه موارد استعمال : شرط ابقاء الزوجه در عقد نكاح بنابر قولى لازم الاجراء است . شرح لمعه ، كتاب نكاح إبقاء الزّوجة فى المنزل - يعنى مرد زن را از خانهاى كه از اول ساكن بوده خارج ننمايد و در آن منزل نگاهدارى كند . شرح لمعه موارد استعمال : شرط ابقاء الزوجة در عقد نكاح ، بنابر قولى لازم الإجراء مىباشد . شرح لمعه ، كتاب نكاح ابن السّبيل - مسافرى را گويند كه به علت تمام شدن خرج سفر در راه مانده و قادر به ادامهء سفر نيست و لو اينكه در وطن خود ثروتمند است . شرح لمعه موارد استعمال : يكى از محلهاى مصرف زكات ، ابن السبيل است . شرح لمعه ، كتاب زكات ابن السّكّيت - يكى از بزرگان شيعه و از خواصّ اصحاب امام محمد تقى و امام على النقى عليهما السّلام محسوب مىشود وى پرچمدار علم ، ادب ، شعر ، لغت و نحو بود ، او را متوكل عباسى در پنجم رجب سال 244 به جرم شيعه بودن به قتل رساند . الكنى و الالقاب در كتابهاى فقهى در كتاب اطعمه و اشربه راجع به معناى كلمه « لحكة » از ابن السكيت مطلبى نقل شده ، ما هم به عنوان تبرك نام ايشان را ذكر نموديم . ابن الكوّا - اسم او عبد الله بن عمرو از طايفهء بنى يشكر مىباشد ، مردى دانشمند و از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بود كه عليه ايشان خروج و قيام نمود ، لعنت خدا او باد . الكنى و الالقاب موارد استعمال : اگر در سر سفرهاى بنشينيد كه چند نوع غذا در آن وجود دارد ، مستحب است براى خوردن هر يك از غذاها ، جملهء « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * را بخواند ، در اين مورد ابن الكوّا