محسن جابرى عربلو

99

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )

نبوى ( ص ) است بدين تعبير : « المتبايعان بالخيار ما لم يتفرقا » . جمهور فقهاى اسلام به ثبوت خيار مجلس فتوا داده‌اند ، ليكن مالك و ابو - حنيفه آن را رد و انكار نموده و گفته‌اند عقد به ايجاب و قبول لازم مىشود و حديث نبوى ( ص ) بر « خيار قبول » محمول است و غرض از « تفرق » در حديث تفرق اقوال است نه تفرق ابدان « 1 » . [ « د » ] دائن وام‌دهنده ، وام‌گيرنده ، وام خواه . بطورى كه از لسان العرب و المصباح المنير و الصحاح استفاده مىشود واژهء « دان يدين » هم به‌معناى وام دادن و هم به‌معناى وام گرفتن و وام خواستن است . در صورت اول « دائن » كه اسم فاعل مىباشد به‌معناى وام‌دهنده يا طلبكار و در صورت دوم به‌معناى وام‌گيرنده و يا بدهكار و در صورت سوم به‌معناى وام خواه است « 2 » . ر ك : « دين » . دين قرض ، ثمن مبيع « 3 » . و در قاموس مىنويسد : دين چيزى ( وامى ) است كه اداى آن را مدت معين باشد . و آنچه ادايش را مدت معين نباشد قرض نامند و نيز دين به‌معناى هرچيزى است كه حاضر و موجود نبود . ج : أدين و ديون « 4 » . بالجمله چنان كه از كتاب مفتاح الكرامه استفاده مىشود ، دين هرچيزى است كه در ذمه شخص ثابت گردد بهر علتى باشد خواه به قرض يا به بيع يا اتلاف يا جنايت يا نكاح يا نفقهء زوجه . بنابراين دين اعم از قرض است « 5 » .

--> ( 1 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 3 ، ص 482 ، اللباب فى شرح الكتاب ج 1 ، ص 207 ، الهدايه ج 3 ، ص 21 ، مغنى المحتاج ج 2 ، ص 43 ، بداية المجتهد ج 2 ، ص 170 . ( 2 ) . لسان العرب مادهء « دين » ، المصباح المنير ج 1 ، ص 127 ، الصحاح ج 5 ، ص 2118 . ( 3 ) . مجمع البحرين ، ص 583 ، المصباح المنير ج 1 ، ص 127 . ( 4 ) . قاموس ذيل « دين » ، لسان العرب ذيل « دين » ، شرح تبصره ( ذو المجدين ) ج 2 ، ص 109 . ( 5 ) . مفتاح الكرامه ج 5 ، ص 2 .