محسن جابرى عربلو
93
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
آنچه هست نمايد مانند تحمير وجه ( سرخ كردن صورت ) و تسويد شعر ( سياه كردن موى ) و تجعيد آن در جاريه . و تصريه يعنى ندوشيدن گاو و گوسفند تا درشت پستان و پر شير نمايد . بالجمله يكى از موارد تدليس شرط صفت كمال است هرگاه در واقع مفقود باشد . مثل اينكه شرط بكارت نمايد و خلاف آن ظاهر شود . در موارد ياد شده مشترى حق خيار دارد يعنى مخير بين رد و امساك مبيع است بدون ارش و از آن به خيار تدليس تعبير مىشود « 1 » . خيار تعذر تسليم هرگاه شخص متاعى را بفروشد به گمان اينكه مىتواند تحويل دهد مثل اينكه پرندهاى باشد كه عادتا برمىگردد و اتفاقا برنگردد يا نتواند او را بگيرد و تحويل دهد در اين صورت مشترى مىتواند معامله را فسخ نمايد و اگر امضاى بيع را اختيار نمايد صحيح است و اين نوع خيار تعذر تسليم ناميده مىشود « 2 » . خيار تفليس هرگاه طلبكار متاع خويش را نزد مفلس بيابد مىتواند آن را بردارد و مىتواند صبر نمايد و با ساير غرماء به نسبت ثمن سهيم و شريك باشد « 3 » . و به عبارت ديگر چنان كه در كتاب المغنى آرد : هرگاه شخص مفلس محجور و از تصرف ممنوع گردد و يكى از غرماء عين متاعى را كه به وى فروخته است بيابد مىتواند معامله را فسخ كند و متاع خويش را بردارد . مالك و شافعى نيز اين قول را اختيار كردهاند و اما ابو حنيفه گفته است كه وى بايد با ساير غرماء شريك و سهيم باشد . اين نوع ، خيار تفليس نام دارد و در كتاب المغنى آن را خيار رجوع
--> ( 1 ) . شرح لمعه ج 1 ، ص 289 ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 114 ، مغنى المحتاج ج 2 ، ص 64 . ( 2 ) . شرح لمعه ج 1 ، ص 292 . ( 3 ) . شرح لمعه ج 1 ، ص 293 - 304 .