محسن جابرى عربلو
77
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
تعليق فى الجمله سبب بطلان است اجماعا « 1 » . تفرق مفارقت متبايعين از يكديگر ، بدين معنى كه يكى از متبايعين نقل مكان نمايد و از ديگرى دور شود « 2 » . تفرق موجب سقوط خيار مجلس است دليل اين سخن حديث نبوى ( ص ) مىباشد بدين تعبير : « المتبايعان بالخيار ما لم يتفرقا » . اكثر فقها خيار مجلس را پذيرفته و گفتهاند : غرض از تفرق ، تفرق بأبدان مىباشد . اما مالك و ابو حنيفه خيار مجلس را رد و انكار نموده و گفتهاند مراد تفرق يا افتراق به اقوال است نه بأبدان « 3 » . تفريق صفقه اين است كه شخص چيزى را كه بيع آن جايز است و چيزى را كه بيع آن جايز نيست با هم بفروشد . مثل اينكه مملوك را با غير مملوك يا خمر را با سركه يا گوسفند را با خنزير بفروشد . جمهور فقهاء چنان كه از كتاب المغنى استفاده مىشود معتقدند كه بيع در جايز البيع صحيح است و بايد ثمن تقسيط گردد . و چنان كه در كتاب مغنى المحتاج و منتهى الارادات مىنويسد : در اينجا مشترى حق خيار دارد از جهت تبعض صفقه « 4 » . تفليس اين است كه حاكم شخصى را مفلس خواند و از تصرف در اموال منع نمايد ، حكم قاضى يا حاكم به افلاس كسى گفته مىشود : « فلسه الحاكم تفليسا :
--> ( 1 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 ، متاجر شيخ انصارى 1 ، ص 99 . ( 2 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 98 . ( 3 ) . شرح زرقانى برموطأ ج 3 ، ص 321 ، بداية المجتهد ج 2 ، ص 170 ، الهدايه شرح بداية المبتدى ج 3 ، ص 21 ، مغنى المحتاج ج 2 ، ص 43 . ( 4 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 178 ، مغنى المحتاج ج 2 ، ص 40 ، منتهى الارادات ج 1 ، ص 347 ، متاجر شيخ انصارى ، ص 151 .