محسن جابرى عربلو
47
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
استرداد شود ثمن و مثمن يا عوض و معوض هردو در ملك مشترى جمع مىشود « 1 » . و به بيانى دقيقتر چنان كه شيخ انصارى ( اعلى الله مقامه ) در مكاسب افاده مىكند : ارش در كلام فقهاء عبارت از مالى است كه در ازاى نقص مضمون در مال يا بدن ، قرار گيرد و بدل آن شود و شارع براى آن ميزانى تعيين ننموده باشد . آنگاه ضمان نقص از لحاظ كيفيت تابع ضمان منقوص است يعنى اگر منقوص مضمون به قيمت باشد نقص نيز مضمون به قيمت است مانند مغصوب كه اگر تلف شود غاصب بايد قيمت همهء آن را بدهد و اگر نقصانى يابد قيمت بر كل توزيع مىشود . و بايد با دادن ارش نقص را جبران نمايد . اين نوع ضمان را ضمان يد گويند . و اگر منقوص مضمون بعوض باشد بدان معنى كه فوت آن سبب شود كه شخص نتواند عوضش را تملك نمايد نقص نيز مضمون بعوض است نه به قيمت . و اين نوع را ضمان معاوضه مىنامند بدان معنى كه فى المثل بايع ضامن است كه مبيع را صحيح و كامل به مشترى تسليم كند تا بتواند عوض آن را مالك گردد . و همچنين اگر نقصى داشت بايع ضامن آن است و بايد به مقدار نقص از ثمن استرداد شود نه آنكه بايع قيمت عيب را بدهد . و خلاصه به مقتضاى نص و اجماع وصف صحت در ضمان و عهدهء بايع است . و بايد آن را به مقدارى از ثمن تدارك نمايد « 2 » . اسباب حجر امورى كه باعث منع تصرفات مالى مىگردد ، بدين ترتيب : الف - صغر . ب - رق ( برده بودن ) . ج - جنون . عبد الوهاب شعرانى در كتاب ميزان الكبرى مىنويسد : امور سهگانه مورد اتفاق بين ائمه اربعه است « 3 » . و از متون فقهى شيعه استفاده مىشود كه اقسام ياد شده در نظر اماميه هم از اسباب حجر بشمارند پس مىتوان گفت كه اين امور به اتفاق فريقين عامه و خاصه اسباب حجر مىباشند .
--> ( 1 ) . المهذب ( ابو اسحاق شيرازى ) ج 1 ، ص 285 ، الاقناع ( ابو النجا موسى الحجاوى ) ج 2 ، ص 96 ، مغنى المحتاج ج 2 ، ص 55 ، شرح لمعه ج 1 ، ص 287 ، مسالك الافهام ج 1 كتاب تجارت . ( 2 ) . مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 271 . ( 3 ) . ميزان الكبرى تأليف شعرانى ج 2 ، ص 77 .