محمد حسين مختارى مازندرانى
70
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
الف ) اطلاق شمولى و اطلاق بدلى اطلاق شمولى : آن است كه به فراگيرى حكم اقتضا داشته و تمامى افراد آن را دربرگيرد . مانند اطلاق غيبت در جملهء « لا تغتب » . اطلاق بدلى : عبارت از اين است كه در مواردى كه اطلاق ، مجمل و نامعلوم است ، مىتوان به آوردن يكى از افراد بسنده نمود . مانند نماز در حكم كلّى « أَقِيمُوا الصَّلاةَ » * . ب ) اطلاق افرادى و اطلاق احوالى منظور از اطلاق افرادى اين است كه معنا داراى افراد متعدّد است و با قرينهء حكمت اين امر ثابت مىشود كه همهء آن افراد مقصود گوينده مىباشند . مقصود از اطلاق احوالى آن است كه معنا داراى احوال گوناگون مىباشد ، نظير اسماء اعلام ، براى مثال مدلول كلمه زيد داراى حالات مختلف است ، هرچند داراى افراد متعدد نيست . ج ) اطلاق لفظى و مقامى اطلاق لفظى : آن است كه كلام گوينده از هرگونه قيد خالى بوده و از سويى اين معنا براى مخاطب محرز است كه گوينده در مقام بيان همهء مراد خود مىباشد ، قطعا مقتضاى چنين امرى اطلاق بوده كه به اطلاق لفظى معروف است .