محمد حسين مختارى مازندرانى

64

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

مورد شكّ است ولى در ادلّه جعل حكم بر واقع است . 5 - رتبهء اصل عملى از دليل متأخّر است . بنابراين نوبت به اصل نمىرسد مگر بعد از مأيوس شدن از دليل ، زيرا وجود موضوع اصل عملى كه شكّ در واقع است منوط به عدم الدّليل مىباشد ، بر اين اساس با وجود دليل اجتهادى موضوعى براى اصل باقى نمىماند . 6 - گاه به اصول عمليّه « حجّت » اطلاق مىشود ، روشن است كه مقصود ، حجّت به معناى اصطلاحى نيست بلكه مراد معناى لغوى آن است ؛ به اين معنا كه مكلف در هنگام عمل به اصول و كشف خطا معذور خواهد بود و از سوى ديگر در وقت مخالفت از عمل و تفويت واقع با احتجاج مولى مواجه مىگردد . ازاينروى علماى اصول باب اصول عمليّه را در برابر مباحث حجّت بطور مستقلّ و جداگانه مورد بحث و گفتگو قرار داده‌اند . اصول لفظيّه هرگاه در مقصود و مراد متكلّم از لفظ ترديد وجود داشته باشد ، براى احراز اين معنا به اصول لفظيّه بايستى رجوع نمود . به تعبير ديگر اصول لفظيّه عبارت از يك سلسله قواعد و طرقى است كه در راستاى اثبات مراد متكلّم به كار مىروند .