محمد حسين مختارى مازندرانى
38
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
كلى جريان دارد و بدينوسيله آثار و احكام آن را مىتوان اثبات نمود اما نسبت به فرد استصحاب جريان ندارد . استصحاب كلّى قسم سوّم مقصود از اين نوع استصحاب آن است كه شكّ در بقاى كلّى ناشى باشد از شكّ در وجود فردى ديگر به جاى فردى كه حدوث و ارتفاع آن معلوم و يقينى است . به ديگر سخن مىتوان گفت : كلّى سابقا در ضمن فردى وجود داشت ولى اينك نسبت به زوال آن فرد يقين داريم از سويى ديگر احتمال مىدهيم همزمان با از ميان رفتن آن فرد ، فردى ديگر جايگزين فرد قبلى گرديده تا به اين ترتيب كلّى در ضمن فرد جديد تحقّق يافته باشد . ازاينرو همين احتمال باعث گرديده تا بقاى كلّى مردّد و مشكوك باشد چه آنكه احتمال وجود فرد جديد و در نتيجه تحقّق كلّى در ضمن آن فرد را نمىتوان مردود دانست چنان كه نسبت به عدم وجود فرد جديد نيز همين معنا صادق است . در اين قسم از استصحاب كلّى ميان ارباب اصول اختلاف نظر است ؛ برخى استصحاب را مطلقا جارى دانسته و بعضى جريان استصحاب را در آن مطلقا مردود مىدانند و دستهاى نيز در مسأله