محمد حسين مختارى مازندرانى
28
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
المستصفى است . 5 - اشتراك معنوى ميان آنها . اين كلام از صاحب معالم مستفاد است ولى بدان تصريح ندارد . استحسان از جمله ادلّهء معتبر نزد گروهى از اهل سنّت ، استحسان است . و آن در لغت نيكو شمردن چيزى اعم از امور حسّى و غير آن را گويند و ليكن در اصطلاح براى آن تعاريف متعددى از سوى ايشان مطرح گرديده است و در كل تعريف استحسان را مىتوان چنين بيان داشت : استحسان عبارت است از عدول از حكم يك دليل كلى بسوى عادت ( غير معتبر نزد شارع ) به خاطر مصالح عمومى « 1 » . براى مثال ، هنگامى كه حيوان متعلّق به ديگرى مشرف به مرگ است و فردى با مشاهدهء آن ، حيوان را ذبح نموده تا مانع از اتلاف آن گردد . طبيعى است روى قانون مالكيّت اين كار موجب ضمان است ولى از باب قاعدهء استحسان عمل اين شخص رعايت مصلحت صاحب مال است و لذا بايد فاقد ضمان باشد . قاعدهء استحسان مورد قبول مذاهب حنفى ، مالكى و حنبلى
--> ( 1 ) - قوانين ، ج 2 ص 90 .