محمد حسين مختارى مازندرانى
104
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
تعريف حقيقى تعريفى كه از جنس و فصل و عرض خاص تركيب يابد ، تعريف حقيقى گويند ، و آن همانگونه كه ارباب ميزان گفتهاند بر چهار قسم است : حدّ تام و حدّ ناقص ، رسم تامّ و رسم ناقص . تعريف لفظى تعريف لفظى يا شرح الاسمى آن است كه معناى لفظى توسّط لفظ يا الفاظى ديگر معلوم شود ؛ بدون اينكه چيزى از ماهيّت و حقيقت آن بيان گردد . تقابل عدم و ملكه تقابل عدم و ملكه يا تقابل ملكه و عدم كه گاه اين اصطلاح در اصول نيز بهكار مىرود عبارت است از دو امر وجودى و عدمى كه اجتماعشان محال ولى ارتفاعشان محال نيست . مثل بينايى و كورى كه اوّلى ملكه و دومّى عدم آن است . تحقّق كورى تنها هنگامى ميسّر است كه در آن مورد امكان بينايى وجود داشته باشد . لذا به اشياى بىجان نمىتوان اين كلمه را اطلاق نمود زيرا كورى به معناى عدم بصيرت ويژهاى است يعنى عدم بينايى در كسى قابل استعمال است كه بينايى در شأن او باشد .