احمد قلى زاده

54

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

اعم در اصطلاح علم اصول آن است كه صحيح و فاسد را دربر مىگيرد و شامل هر دو را مىگردد يعنى هم « تام الاجزاء و الشرائط » را و هم « ناقص الاجزاء و الشريط » را شامل مىشود . اعتبارات ماهيت ملاحظات و توجه به ماهيت كه ذهن ما مىتواند ، ماهيت را بر چندين نحوه لحاظ كرده و مورد مطالعه قرار دهد و سپس براى او احكامى صادر كند . افعال تشريعى افعال تشريعى حق عبارت است از امرها و نهىها . عملى را بر مكلفين تحريم مىكند و عمل ديگرى را واجب مىسازد ، پس علت فاعلى امرها و نهىها همانا خداوند است . افعال تكوينى همان ايجاد موجودات است . إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . بقول حكيم شبسترى توانايى كه در يك طرفة العين * ز كاف و نون پديد آورد كونين چو قاف قدرتش دم بر قلم زد * هزاران نقش بر لوح عدم زد اقتضا در بحث ضد آمده است و مراد از آن خصوص لابديت و حتميت ثبوت نهى از ضد در نزد امر به شىء است . خواه اين لابديت حاصل اقتضا به خود دلالت لفظيه باشد و خواه محصول حكم عقل و به استلزام عقل . و دلالت لفظيه هم خواه بنحو دلالت مطابقه باشد و خواه به دلالت تضمّنى باشد و يا التزام كه هركدام