احمد قلى زاده
49
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
در مورد اعمال اكراهآميز سنّ و شخصيت و اخلاق و مرد و يا زن بودن شخص بايد در نظر گرفته شود . پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىفرمايد : « نه چيز از امت من برداشته شد . . . به عملى كه از روى اكراه انجام داده باشند » . اصل عموم به مبحث اصالة العموم رجوع شود . اصل محرز « 1 » عبارت است از حكم ظاهرى براى كسى كه جاهل بر واقع باشد ، بنابراين اگر در جعل چنين حكمى واقع نيز مد نظر قرار گيرد ، به آن اصل محرز يا اصل تنزيلى گويند ، به ديگر سخن در اصل محرز يا اصول تنزيلى بناى عملى بر اين است كه يكى از دو طرف شك را واقع فرض كرده و طرف مقابل را ملغى كند و شك را در طرف مقابل در عالم تشريع كالعدم قرار دهد ، وقتى در دليل استصحاب معصوم ( عليه السّلام ) مىفرمايد : « لا تنقض اليقين بالشك » يعنى بناى عملى بر بقاى متيقن كرده و حال شك را نازل منزله حال يقين و احراز قرار بده . اصول يا محرز يا تنزيلى عبارت است از : استصحاب ، قاعده تجاوز ، اصالة الصحه ، امّا در صورتى كه در مقام جعل حكم ظاهرى ملاحظه مشابهت آن با واقع نشود به آن اصل غير محرز يا اصل غير تنزيلى گويند . به بيان ديگر در اصول غير محرز يا غير تنزيلى تنها به يكى از دو طرف عمل مىشود نه آنكه انتخاب آن يكى بهعنوان واقع و نازل منزلهء واقع ، همانند اصل برائت و اصل تخيير و . . . اصل مثبت هرگاه غرض از استصحاب اثبات يك اثر شرعى باشد ، اصل عقلى يا عادى
--> ( 1 ) . فوائد الاصول ج 3 ص 15 .