احمد قلى زاده

46

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

مىافزايد : اگر با هيچ‌يك از مرجحات مذكور ، امكان ترجيح يكى از دو خبر بر ديگرى وجود نداشته باشد ، بنابراين صبر كن تا امام خود را ببينى كه تكليف را روشن كند ، زيرا توقف در مورد مشكوك بهتر از افتادن در مهلكه است . اصل « 1 » در اصطلاح حكمى است كه براى شخص مردد و شاك ، آورده شده و در آن هيچ‌گونه نظر به واقع ، وجود ندارد و صرفا يك حكم ظاهرى است ، به خاطر اينكه آن شخص در شك و بلاتكليفى باقى نماند . و اعم است از اينكه مثبت حكم باشد يا موضوع . مثلا هرگاه در تحريم عملى ترديد كنيم مثل اينكه ندانيم سيگار كشيدن حرام است يا حلال به كمك اصل برائت حليت آن را ثابت مىكنيم و اين اثبات فقط براى رفع تحير و ترديد در مقام عمل است بدون اينكه بتوانيم بگوئيم در واقع و عند اللّه نيز سيگار كشيدن مباح است - اين مثال اصل مثبت حكم است . اصل احتياط به مبحث اصالة الاحتياط رجوع شود . اصل اطلاق به مبحث اصالة الاطلاق رجوع شود . اصل برائت به مبحث اصالة البراءة رجوع شود . اصل تأخر حادث اين اصل شبيه استصحاب عدمى است ، و از فروعات مبحث استصحاب ،

--> ( 1 ) . اصول استنباط ص 286 .