احمد قلى زاده
43
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
اصالة الصّحه « 1 » اصل صحّت در كارهاى ديگران ، يك اصل عملى است و بدين معنى است كه حكم شود به درستى كارى كه ديگران انجام داده است و اينكه فعل ديگران را حمل بر صحت كنيم . براى اين قاعده موضوع و محمولى است : موضع آن كارى است كه ديگران انجام داده و درستى و نادرستى آن مشكوك است ، و محمول آن حكم به صحت آن است و حكم بر اينكه آثار صحت را برآن عمل بار كنيم و فرق نمىكند كه آن عمل عبادت باشد يا معامله ، عقد باشد يا ايقاع و . . . گذاشته شود . اصالة الطهارة « 2 » هرگاه در طهارت يا نجاست چيزى ترديد كرديم ، با اجراى اصل طهارت حكم به طهارت مىكنيم . مبناى اين اصل روايتى است كه از امام صادق ( عليه السّلام ) كه فرمود : هر چيزى پاك و طاهر است تا علم به نجاست او پيدا كنى . آيا اصالة الطهارة از مسائل اصولى است يا خير ؟ بنا بر قول صاحب كفاية الاصول چون اين اصل فقط در باب طهارت جارى مىشود نه در جميع ابواب فقه ، به همين دليل از مسائل علم اصول نخواهد بود ، صاحب مصباح الاصول مىگويد : اين استدلال درست نيست چون اگر شرط اصولى بودن مسائل حصول نتيجه در طريق استنباط حكم شرعى است نه جريانش در جميع ابواب فقه و الا مىبايد بسيارى از مباحث اصول مطروحه از علم اصول خارج گردد . مثل « اينكه : آيا نهى در عبادت دلالت بر فساد منهى عنه مىكند يا خير ؟ » زيرا اين بحث نيز فقط در عبادات از ابواب فقه جارى است . اصالة الظهور در جايى است كه متكلم كلامى را گفته كه ظهور در معنايى دارد اما نص
--> ( 1 ) . اصول استنباط ص 292 . ( 2 ) . الوافية فى اصول الفقه ، ص 184 - بنقل از فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ص 91 .