احمد قلى زاده
34
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
مىشود ، و هنگامى كه كسى بخواهد آن معنى را به ديگرى برساند ، همين بس است كه آن لفظ را به كار برد ، و چون آن را كسى بشنود در پرتو همان علاقه ، ذهن او به معنى منتقل مىشود . اين به كارگيرى لفظ براى انتقال معنى به ديگرى ، استعمال ناميده مىشود . لفظ را مستعمل نامند و معنى را مستعمل فيه و ارادهء گوينده را اراده استعمالى نامند . اقسام استعمال استعمال بر دو قسم است : استعمال حقيقى ، و استعمال مجازى ، استعمال حقيقى : استعمال لفظ است در معنى موضوع له ، و استعمال مجازى به كار بردن لفظ است در معنى ديگرى كه وضع نشده ولى با معنى موضوع له در برخى صفات ، شباهت دارد . در استعمال حقيقى ، چون به وسيله وضع ، علاقه سببى بين لفظ و معنى بوجود آمده ، به مجرد استعمال لفظ ، معنى در ذهن شنونده وارد مىشود ، ولى در استعمال مجازى كه چنين علاقه و ارتباطى وجود ندارد با به كار بردن لفظ بهخودىخود ، آن معنى به ذهن در نمىآيد و به قرينه نياز پيدا مىكند . استعمال حقيقى عبارت است از به كار بردن لفظ در معنايى كه براى آن قرار داده شده است مانند استعمال اسد در حيوان مفترس . استعمال صيغه لا تفعل صيغه لا تفعل در موارد كثيرهاى استعمال مىشود كه برخى از آنها عبارتند از : الف : در مقام استهزاء . مثل اينكه به دشمن ناتوانت بگوئى لا تعاقبنى .