احمد قلى زاده
17
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
آن است كه شخص مجتهد تمام اقوال و فتاواى فقها را تتبع كند تا جايى كه از راه اين تتبع آرا قطع به قول معصوم ( عليه السّلام ) پيدا كند اعم از اينكه به طريقهء اجماع دخولى باشد با طريق ديگر . اجماع مركب « 1 » اگر گروهى از فقها به حرمت چيزى نظر بدهند و برخى نيز به كراهت آن معتقد باشند ، از تركيب اين دو نظر چنين استنتاج مىگردد كه آن امر واجب يا مستحب نيست و به چنين اجماعى ، اجماع مركب گويند ، چنين اجماعى در كتب فقهى اماميه بسيار مورد استفاده قرار مىگيرد . اجماع مستند گفته شد كه اماميه براى اجماع نقش كاشفيت قائل است . لذا اگر در مورد اجماع به دليل لفظى برخورد كند ، و اجماع را مستند به آن ببيند ، چنين اجماعى را اجماع مستند يا مدركى ناميده و آن را مردود مىداند ، زيرا در آن صورت به مدرك و مستند مراجعه كرده ، اگر آن را قبول داشته باشد طبق آن عمل مىكند ، و الا مردود به حساب مىآورند . اجمال عبارت است از آنچه كه متكلم در مقام بيان مشروح آن نيست و غرض متكلم تعلق گرفته برگزيده و سربسته گويى . ادات غايت كلمات « الى » و « حتى » است .
--> ( 1 ) . فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ص 46 .