احمد قلى زاده
13
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
مىكنيم كه حكم شرعى واقعى همين است و گرنه بر امام واجب بود كه از باب ارشاد جاهل و يا نهى از منكر حكم الهى را بيان كند . اجماع حدسى اين نوع اجماع از طريق حدس حاصل مىشود و به اين صورت است كه انسان از طريق تحصيل آرا و فتاواى همهء فقها گمان حاصل كند به اينكه راى معصوم همين است و اين نظريه از امام ( عليه السّلام ) به دانشمندان در طول تاريخ نسل اندر نسل رسيده است . اجماع دخولى اجماعى است كه از طريق حس حاصل مىشود يعنى امام در ميان مجمعين داخل بوده و در اين اجتماع باشكوه شركت دارد اين طريقه را گروه كثيرى از متقدمين شيعه از قبيل « سيد مرتضى و سيد بن زهره » و « محقق و علامه » و « شهيد اول و ثانى » و صاحب معالم و . . . قبول داشتند و خلاصه اين طريق آن است كه شخص مجتهدى كه مىرود و تحصيل اجماع مىكند بهطور مجمل يقين مىكند كه امام در ميان مجمعين داخل بوده ولى شخص امام ( عليه السّلام ) را نشناسد كه معينا كداميك از اينها امام بوده اين طريقه خودش دو راه دارد : 1 - از راه اجماع محصل . 2 - از راه اجماع منقول به خبر متواتر . اجماع در نظر اهل سنت آنان اجماع را با همان معنايى كه در لفظ ذكر كرديم يكى از منابع استنباط احكام شرعيه مىدانند در مقابل كتاب و سنت و در عرض آنها ، و مؤسس اجماع بهعنوان يك منبع مستقل در عرض ساير منابع اجتهاد ، علماء اهل سنتاند و به فرموده شيخ انصارى در رسايل ص 48 : « هم الاصل له و هو الاصل لهم » پس اهل سنت براى اجماع بما هو اجماع اصالت و استقلال قائلند و در عرض كتاب و