مجتبى ملكى اصفهانى

88

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اينكه مىدانم شراب حرام است ، ولى شك دارم در حرمت نوشيدن اين مايع معين . 7 - شبهه محصوره : هرگاه اطراف شبهه محصور و محدود باشد ، شبهه را محصوره گويند . مانند اينكه مكلف ترديد دارد كدام يك از دو لباسش نجس است . 8 - شبهه غير محصوره : شبهه‌اى كه اطراف آن غير محصور باشد . مثلا در شهر صدها قصاب وجود دارد كه مكلف با برخى از آنها در تمام مدت عمرش يك بار هم معامله نمىكند . اكنون مكلف مىداند كه يكى از اين قصابها بدون رعايت مسائل شرعى ذبح مىكند ، ولى نمىداند كدام قصاب است ؟ دو اصطلاح شبهه محصوره و غير محصوره معمولا در مورد شبهات اطراف علم اجمالى به كار مىروند . ملاك محصوره و غير محصوره بودن : برخى علماء ملاكهايى براى تشخيص محصوره از غير محصوره بيان كرده‌اند از جمله : 1 - نظر عرف ملاك است . 2 - تشخيص عقلا ملاك است . 3 - كثرت عدد ملاك غير محصوره بودن و كمى عدد ملاك محصوره بودن است . مثلا اگر عدد به هزار رسيد غير محصوره و كمتر از آن محصوره است . 4 - هرگاه اطراف علم اجمالى به گونه‌اى باشد كه برخى از آنها از محل ابتلا خارج است ، شبهه غير محصوره و اگر تمام اطراف علم اجمالى محل ابتلا باشد ، شبهه محصوره است