مجتبى ملكى اصفهانى

47

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

است و فاسق هم نيستند . در امثال آيه شريفه چهار قول است . 1 - كلام ظهور دارد در رجوع استثنا به جملهء آخر ، اگرچه رجوع به ساير جملات هم ممكن است ، ولى نياز به قرينه دارد . 2 - كلام ظهور دارد در رجوع استثنا به تمام جملات ، و اختصاص به آخرين جمله نياز به دليل دارد . 3 - كلام در هيچ‌كدام ظهور ندارد ، ولى رجوع استثنا به آخرين جمله يقينى است . و امّا بقيه جملات مجمل هستند . زيرا چيزى كه صلاحيّت قرينه بودن دارد ، موجود است و با اين حال نمىتوان گفت جملات ظهور در عموم دارند ، پس اصل عموم در جملات جارى نمىشود . 4 - اگر موضوع در جملات متعدد ، واحد باشد و تكرار هم نشده باشد مانند : احسن الى الناس و احترمهم و اقض حوائجهم الّا الفاسقين . در اين صورت استثنا ظاهرا به تمام جملات برمىگردد ، زيرا استثنا از موضوع شده به اعتبار حكم ، و موضوع نيز فقط در ابتداى كلام ذكر شده و براى رجوع استثناء به موضوع ( الناس ) بايد به تمام جملات برگردد . ولى اگر موضوع متعدد بود مانند آيه شريفه ، ظاهر اين است كه استثناء فقط به آخرين جمله برمىگردد . زيرا موضوع در آخرين جمله مستقلا ذكر شده است و استثناء هم نسبت به آن محسوب مىشود و تخصيص جملات سابق نياز به دليل دارد كه بنا برفرض ، موجود نيست . بنابراين در ساير جملات به اصل عموم تمسك مىكنيم . « 1 »

--> ( 1 ) با استفاده از منابع ذيل :