مجتبى ملكى اصفهانى

45

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

ثابت و اقرار ايشان پشتوانهء آن باشد ، و البته حصول چنين امرى بسيار نادر است . « 1 » استثنا استثنا عبارت است از خارج كردن ما بعد « الّا » يا ساير ادات استثنا از حكم ما قبل خود . « 2 » - اقسام استثنا : اقسام استثنا عبارت است از : الف : متّصل . ب : منفصل . ج : مفرّغ . الف : متصل : استثنايى است كه مستثنى از جنس مستثنى منه باشد . مثل : جاء القوم الّا خالدا » . ب : منفصل : استثنايى است كه مستثنى از جنس مستثنى منه نباشد . مثل : حضر القوم الّا مواشيهم .

--> ( 1 ) الاصول العامة ، ص 200 . ( 2 ) عبارتهاى مختلفى در تعريف استثناء بيان شده است كه همگى متضمن تعريف فوق مىباشند . غزالى گويد : استثناء قولى است داراى صيغه‌هاى مخصوص و محصور كه دلالت مىكند بر اينكه آنچه در آن قول ذكر شده است ، از قول قبل اراده نشده است . المستصفى ، ج 2 ، ص 74 . آمدى گويد : استثناء عبارت است از لفظى كه متّصل است به جمله ، و اين لفظ فى نفسه مستقل نيست و به وسيله حرف « الّا » يا ساير ادات استثناء دلالت مىكند بر اينكه مدلول آن غير از مدلول جمله‌اى است كه به آن متّصل است ، و اين لفظ صفت و يا غايت نيست . الاحكام ، ج 2 ، ص 429 . النحو الوافى ، ج 2 ، ص 293 ، گويد : استثناء عبارت است از اخراج به وسيله « الّا » يا ساير ادات استثناء از مواردى كه داخل در حكم قبل از « الّا » است .