مجتبى ملكى اصفهانى
413
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
باشند نيز به گستردگى دورههاى بعد نبوده ، به همين خاطر ، تفقّه به اصطلاح رايج و امروزى آن ، منحصر در موارد محدودى بوده است ، ولى با توسعهى جامعهى اسلامى و حدوث مسائل جديد و محروم شدن مسلمانان از نعمت حضور معصوم عليه السّلام ، نياز به تفقّه هر روز بيشتر احساس شد و عالمان دينى را برآن داشت كه براى حلّ مسائل مورد ابتلاى مردم و پيدا كردن حكم شرعى امور مستحدثه ، با تكيه بر اصول مسلّم و خدشهناپذير عقلى و نقلى به تلاشى خستگىناپذير دست زنند و حضور ملموس و محسوس دين در ابعاد مختلف زندگى انسانها را تداوم بخشند . همين پويايى فقه اسلامى و خصوصا فقه شيعه عامل موفقيّت و ماندگارى دين در طول قرنهاى متمادى گذشته و آينده بوده و خواهد بود . علاقمندان به آگاهى بيشتر مىتوانند به كتابهايى كه در اين مورد انتشار يافته و از جمله كتاب « ادوار فقه » تأليف آقاى محمود شهابى مراجعه نمايند . فقيه كسى را كه در فقه صاحب نظر باشد « فقيه » گويند . در ميان مردم « فقيه » و « مجتهد » بر يك معنا دلالت مىكنند . فرق بين آنها در عنوان « اصولى » گذشت . فور و تراخى يكى از مباحث پيرامون صيغه « امر » اين است كه آيا مثلا « امر » بر فور دلالت مىكند به گونهاى كه لازم باشد بنده با آگاه شدن از امر مولا فورا اقدام به