مجتبى ملكى اصفهانى

405

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

است . به عبارت ديگر : حضور وجود خارجى و هويت خارجى شيئى نزد عالم را « علم حضورى » مىگويند . 2 - علم به دو قسم تصور و تصديق تقسيم مىشود : تصور : تصور عبارت است از حصول صورت شىء در عقل ، با قطع نظر از اعتبار و عدم اعتبار حكم . تصديق : حصول صورت شىء در عقل كه خود حكم است يا مستلزم حكم . « 1 » 3 - علم فعلى و انفعالى : علم فعلى يا كلى قبل از كثرت : هرگاه علم به يك شيئى از طريق علم به علل آن شىء باشد ، آن علم ثابت و به اصطلاح « كلى » يا « فعلى » ناميده مىشود . اين دسته از علوم ، از طريق انفعال از خارج حاصل نشده و در نتيجه ، تابع معلوم خارجى نيز نمىباشند و تغيير و تحول معلول خارجى نيز در بقاى آن اثر ندارد و پيش از وقوع معلوم و همراه با آن و بعد از آن بر يك حال باقى مىمانند . علم انفعالى يا علم جزئى يا كلى بعد از كثرت : اين دسته از علوم در مورد ادراكات حسّى حاصل مىشوند و همراه با تغييرات معلوم ، تغيير مىكنند . به عبارت ديگر : علم جزئى ، علمى است كه از طريق انفعال از خارج براى ما حاصل مىشود . 4 - علم تفصيلى و علم اجمالى :

--> ( 1 ) رساله تصور و تصديق .