مجتبى ملكى اصفهانى

397

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

موجب ثبوت حكم شرعى مىشود . به عنوان « استلزامات عقليه » رجوع شود . 2 - احكام مستقل عقلى كه از آنها به « احكام ظاهرى » و « اصول عملى » تعبير مىشود . اين قسم از احكام عقلى وقتى مورد استفاده قرار مىگيرند كه نصّ و دليل معتبر شرعى وجود نداشته باشد . مانند حكم عقل به مخيّر بودن مكلّف در صورت دوران امر بين وجوب و حرمت ( محذورين ) ، و حكم عقل به لزوم احتياط در صورت وجود علم اجمالى . - عقل در روايات معصومين عليهم السّلام رواياتى از معصومين عليهم السّلام وارد شده كه ظاهر آنها تكيه و اعتماد بر عقل را ملامت و سرزنش مىكند ، مانند : « همانا دين خدا با عقل درست نمىشود » « 1 » . اين قبيل روايات در مقام بيان اين نكته هستند كه عقل به تنهايى نمىتواند تمام ملاكها و مدارك احكام را درك كند ؛ بنابراين ، امورى مانند قياس و استحسان كه مبتنى بر درك ملاك و مدارك تمام احكام توسط عقل هستند ، باطل و غير معتبر بوده و از دايره‌ى ادله‌ى استنباط خارج هستند . در روايات متعددى بر اين نكته تأكيد شده است و ايشان تفسير به رأى و اجتهاد مقابل نصّ و مبتنى بر قياس و استحسان را باطل شمرده‌اند . ولى در شرافت و عظمت عقل ، روايات آن‌قدر زياد است كه كتابى مانند « اصول كافى » اولين بخش از اين مجموعه روايى ارزشمند را به آن اختصاص داده است . با مطالعه‌ى اين روايات انسان به روشنى درمىيابد كه معيار شناخت در انسان و ملاك تكليف و استحقاق ثواب و عقاب ،

--> ( 1 ) قال على بن الحسين عليهم السّلام : انّ دين اللّه لا يصاب بالعقول الناقصة . . . مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ابواب صفات القاضى ، باب 6 ، حديث 25 .