مجتبى ملكى اصفهانى

389

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مثلا يكى از موارد مصرف زكات « فى سبيل اللّه » است . ولى تعيين مورد و مصداق آن امرى است عرفى . ممكن است در شرايطى ساختن مدرسه و مسجد و كتابخانه از مصاديق آن باشد ، و ممكن است در زمانى كه وسائل پيشرفته ارتباط جمعى نقش بسزايى در تسخير افكار و هدايت يا گمراهى انسانها دارند ، مصرف زكات در راه فراهم كردن وسائل مجهز و پيشرفته ارتباطى براى آگاه كردن مردم در اقصى نقاط كره زمين و آشنا كردن آنها با فرهنگ و معارف انسان‌ساز دين اسلام و مقابله با تهاجم فرهنگى مكاتب مادّى و استعمارى ، از بارزترين مصاديق « فى سبيل اللّه » باشد . البته اين امر تا جايى جايز و بلكه لازم است كه منجر به پيمودن راههاى ممنوع و حرام براى رسيدن به مقصود نشود ، چرا كه دين اسلام مخالف عقيده « هدف وسيله را توجيه مىكند » است ؛ بلكه راه رسيدن به مقصود نيز در دين اسلام موضوعيت دارد . 3 - گاهى نيز عرف و فهم عرفى ، ملاك و معيار كشف مقصود متكلم قرار مىگيرد . اين مطلب در مباحث الفاظ كاملا مشهود است . در مباحث الفاظ ، براى فهم معانى الفاظ مطلقى كه متكلم بيان كرده ، ظهور عرفى مبناى استدلال قرار مىگيرد ؛ فرقى هم نمىكند كه متكلم شارع باشد يا غير شارع . مثلا علما در بحث امر و نهى ، مشتق ، عام و خاص ، خبر واحد و . . . به ظهور عرفى استناد مىكنند . - حجيّت عرف : برخى از اهل تسنن مانند حنفيه و مالكيه ، عرف را حجّت دانسته و آن را