مجتبى ملكى اصفهانى

379

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

بيان شد . برخى ديگر از مطالب مربوط به اين بحث در عناوين « مخصّص » ، « استثناء » و « مفهوم » آمده . براى آگاهى بيشتر به عناوين مذبور و منابع مورد اشاره در عنوان « عام » مراجعه شود . عدالت عدالت در لغت يعنى حد وسط بين افراط و تفريط « 1 » ؛ بنابراين ، در هر موردى اين لفظ استعمال شود ، مراد حد وسط و معتدل آن است . مثلا آب معتدل يعنى آبى كه نه زياد سرد باشد و نه زياد گرم ؛ جسم معتدل يعنى نه زياد بزرگ و نه زياد كوچك ؛ و همين‌طور در ساير موارد . با توجه و ملاحظه‌ى همين معناى لغوى ، لفظ عدالت در موارد مختلف به تناسب آن مورد بر مساوات ، برابرى ، استقامت ، اقتصاد و قسط اطلاق مىشود . « 2 » در معناى شرعى عدالت سه قول وجود دارد : 1 - ايمان به حسب ظاهر . 2 - حسن ظاهر . 3 - ملكه‌اى نفسانى است كه موجب برانگيختن به ملازمت تقوى و جوانمردى مىشود . « 3 » عدالت يا در رأى و فكر است ، يا در صفات نفسانى و يا در گفتار و كردار .

--> ( 1 ) لسان العرب ؛ مفردات راغب ؛ المصباح المنير ، ماده عدل . ( 2 ) التحقيق ، ج 8 ، ص 53 . ( 3 ) مفتاح الكرامة ، ج 3 ، ص 83 ؛ المحصول ، ج 2 ، ص 196 ؛ جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 372 .