مجتبى ملكى اصفهانى
369
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
حاصل نشود . بعيد نيست كه اغلب روايات اينگونه باشند . بههرحال ، بايد ابتدا از عدم وجود قرينهى منفصله مطمئن شد و سپس ظاهر كلام را اخذ نمود . دوم : آنچه در ظهور ملاك است ، ظهور جملهى تركيبى است . يعنى اگر جملهاى را مشاهده كرديم كه مفردات آن در معنايى ظهور دارند و مجموع جمله در معنايى ديگر ، در اين صورت ، ظهور مجموع جمله معتبر است و به ظهور مفردات نمىتوان اعتنا كرد . « 1 » ظنّ ظنّ يعنى حالتى از نفس كه فراتر از شك و پايينتر از علم است . هرگاه انسان نسبت به دو يا چند احتمال مردد شود و همهى احتمالات نزد او مساوى باشند ، اين حالت را « شك » گويند ؛ ولى اگر يكى از احتمالات نزد او قوىتر باشد ، اين حالت را « ظنّ » گويند . در اينجا سه سؤال مطرح است كه اصوليين به بحث پيرامون آنها پرداختهاند : اول : آيا امكان دارد كه مكلفين ملزم به متابعت از « ظنّ » شوند يا نه ؟ به
--> ( 1 ) تقرير عنوان فوق با استفاده از منابع ذيل صورت گرفته است : الرسائل ، ص 34 ؛ كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 58 ؛ نهاية الاصول ، ص 465 ؛ الاصول العامه ، ص 102 ؛ فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 133 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 123 ؛ علم اصول الفقه ، ص 26 ؛ تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 162 ؛ البيان ، ص 261 ؛ المحصول رازى ، ج 1 ، ص 169 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى ، ج 2 ، ص 75 ؛ عناية الاصول ، ج 3 ، ص 111 ؛ الذريعة ، ج 1 ، ص 13 .