مجتبى ملكى اصفهانى
358
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
بنابراين ، تكليف از عهدهى او ساقط است و امر خداوند - تبارك و تعالى - را امتثال نموده است ، هرچند ممكن است در واقع اين نماز باطل باشد . و گاهى نيز انسان بعد از فارغ شدن از نماز متوجه مىشود كه نماز او باطل ( فاسد ) بوده است . در اين صورت شكى نيست كه بايد نماز را اعاده كند . ولى گاهى انسان بعد از فراغت از نماز شك مىكند كه آيا نماز او صحيح بوده يا باطل ؟ در اين قبيل موارد ، اگر سبب شك ، احتمال اخلال در جزء واجبى از نماز باشد ، نبايد به آن اعتنا كند ، زيرا شك بعد از فراغ است و شك بعد از فراغ مورد توجه قرار نمىگيرد . ولى اگر سبب شك اين باشد كه نمازگزار مثلا در حين نماز عمدا سوره نخواند و فكر مىكرد كه سوره واجب نيست ولى بعد از نماز شك كرد كه آيا واقعا سوره واجب نبوده و نماز او صحيح است ، يا سوره واجب بوده و با ترك عمدى آن ، نماز او باطل است ؟ سؤال اين است كه آيا در اين قبيل موارد ، اصلى لفظى وجود دارد كه با تمسك به آن ، حكم به صحّت نماز بدون سوره شود ، يا اصل لفظى وجود ندارد و بايد به اصول عمليه مانند برائت يا احتياط رجوع نمود ؟ جواب اين سؤال متوقف است بر نتيجهى بحث صحيح و اعم . قبل از بيان اقوال و ادلهى آنها ، ذكر دو مطلب لازم است : اول : نزاع در صحيح و اعم ، متوقف بر ثبوت حقيقت شرعيه نيست ، زيرا اين الفاظ در لسان متشرعه به صورت حقيقت در اين معانى استعمال شدهاند و بدون شك ، استعمال متشرعه تابع استعمال شارع است ، خواه استعمال در لسان شارع به صورت حقيقت بوده باشد ، يا به صورت مجاز . پس اگر مثلا معلوم شد