مجتبى ملكى اصفهانى

351

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

شبهه‌ى وجوبيه . به عنوان « اصالة الاحتياط » رجوع شود . شرط به عنوان « حكم » رجوع شود . شرع شرع ، يعنى انشاى طريق واضح و روشن ، مادى باشد يا معنوى . شرع در اصطلاح يعنى انشاى برنامه و طريق واضح و روشن براى امور معنوى و برنامه‌ى زندگى . به عبارت ديگر : شرع ، يعنى دين ، كه همان طريق واضح در امور معنوى و مادى انسان است و از جانب خداوند آمده . خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد : شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً شورى ، 13 . يعنى : آيينى را براى شما انشا كرد كه به نوح عليه السّلام توصيه كرد . شك شك در لغت ، مقابل علم است ، و در اصطلاح عبارت است از اينكه دو يا چند احتمال مساوى نسبت به حكم يا موضوعى وجود داشته باشد ، به گونه‌اى كه هيچ‌كدام از احتمالات در ذهن قوىتر از ديگر احتمالات نباشد : بنابراين ، شك به معناى اصطلاحى آن ، در مقابل قطع و ظن معتبر است ، زيرا قطع يعنى منتفى بودن احتمال خلاف ، و ظن يعنى احتمال خلاف وجود دارد ، ولى احتمال