مجتبى ملكى اصفهانى
331
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
- دور بر دو قسم است : 1 - دور مصرّح ؛ دور مصرّح يعنى توقف شىء بر چيزى كه آن چيز بدون واسطه ، متوقف بر همان شىء اول باشد ؛ مانند اينكه « الف » متوقف بر « ب » باشد ، و « ب » نيز بدون واسطه ، متوقف بر « الف » باشد . پس دور مصرّح يعنى دور بدون واسطه . 2 - دور غير مصرّح يا دور مضمر ؛ هرگاه يك يا چند واسطه در كار باشد ، دور مضمر است . مثل اينكه « الف » متوقف بر « ب » و « ب » متوقف بر « ج » و « ج » متوقف بر « الف » باشد . در اين مثال ، « الف » با يك واسطه ، معلول معلول خود است . دون اثباته خرط القتاد « خرط » در لغت يعنى كندن برگ از شاخهى درخت با كف دست . و « قتاد » يعنى درختى سخت كه خارهايى مانند سوزن دارد . اين جمله مثلى است كه براى هر امر مشكل و سختى گفته مىشود . معناى جمله اين است : اثبات اين مطلب از كندن برگ با كف دست از شاخهى درخت قتاد نيز مشكلتر است . ذات اين كلمه بر معانى متعددى اطلاق مىشود از جمله : 1 - ماهيت را « ذات » گويند . در اين اصطلاح ، چيزى ( شيئى ) را كه چيز بودن ( شيئيت ) هر چيز ( شىء ) به آن است ، ذات گويند . به عبارت ديگر : آنچه را كه هر