مجتبى ملكى اصفهانى
327
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
دليل دليل در لغت عبارت است از چيزى كه از چيز ديگرى خبر مىدهد و آن چيز ديگر را نمايان مىسازد خواه لفظ باشد يا غير لفظ ، به قصد نماياندن و خبر دادن از چيز ديگر باشد يا بدون قصد باشد . « 1 » پس نماياندن و خبر دادن از لوازم ذاتى دليل است . در اصطلاح ، دليل ، اماره و حجّت مترادف هستند . به قياس منطقى نيز دليل گويند . - فرق دليل و اماره : دليل مفيد علم است ، ولى اماره مفيد ظن است . « 2 » يعنى دلالت دليل بر چيزى ، موجب حصول علم مىشود ، اما اماره در هر چيزى وجود داشته باشد ، تنها موجب حصول ظن مىشود . به همين خاطر در تعريف اماره گفته مىشود : اماره طريقى است كه براى جاهل به واقع جعل شده است و ناظر به كشف واقع است ، هرچند كاشفيت آن ناقص است . بنابراين ، دليل در اصطلاح اصوليين عبارت است از چيزى كه توصل به آن ، علم به مطلوب را ممكن مىسازد . به ظن حاصل از اماره ، كه از ظنون معتبر است ، « علم تعبدى » گويند . - اقسام دليل :
--> ( 1 ) التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 3 ، ص 220 . ( 2 ) همان مدرك و الاحكام آمدى ، مجلد 1 ، ص 10 .