مجتبى ملكى اصفهانى

32

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مؤمن و كافر . « 1 » - اعلال ، مانند لفظ مختار كه به واسطه اعلال ، صورت فاعلى و مفعولى آن يكسان است . - قرينه ، يعنى كلام هنگام صدور همراه با قرينه‌اى بوده باشد كه موقع رسيدن به مخاطب ، آن قرينه از بين رفته باشد و موجب اجمال كلام شود . خواه قرينه حاليه باشد يا مقاليه . به عنوان « قرينه » رجوع شود . - قطعه قطعه كردن كلام ، گاهى كلام موقع صدور واحد است و روشن ؛ ولى بعد به صورت قطعه‌هاى مجزّا در مىآيد و به واسطه چند قطعه شدن مجمل مىشود . - نقل كلام به مضمون و با واسطه‌هاى متعدد . - تعداد قرائت ، مانند « يطهرن » با تشديد و بدون تشديد كه حكم در هر قرائت مختلف مىشود . اگر بدون تشديد قرائت شود يعنى : تا اينكه پاك شوند . ولى اگر با تشديد قرائت شود ، يعنى : تا اينكه خود را پاك كنند . - اختلاف در تفسير ، مانند كلمه « غنا » كه مفهوم آن روشن نيست و موجب اختلاف اهل فن در تفسير آن شده است . - روشن نبودن مرجع ضمير ، مانند شخصى كه در جواب سؤال‌كننده از افضل اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « من بنته فى بيته » ، كسى كه دخترش در خانه اوست . زيرا هم دختر ابو بكر در خانه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و هم دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در

--> ( 1 ) البته اين كلام منافاتى با اجراى اصالة الاطلاق ندارد ، زيرا اين مرحله با قطع نظر از اجراى آن اصل است .