مجتبى ملكى اصفهانى

256

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

هستند ، مانند استطاعت كه شرط وجوب حج است و برخى عقلى كه به آنها « شرايط عامه تكليف » مىگويند . به عنوان « ابتلاء و عدم ابتلاء » رجوع شود . تمثيل به عنوان « قياس » رجوع شود . تناقض تناقض در لغت يعنى مغايرت و دگرگونى ، و در اصطلاح عبارت است از : اختلاف دو قضيه كه ذاتا يكى از آنها صادق و ديگرى كاذب است . براى تحقق تناقض بين دو قضيه ، در هشت مورد بايد اتحاد باشد ، و در سه مورد اختلاف . - وحدتهاى هشتگانه : 1 - وحدت موضوع . 2 - وحدت محمول . 3 - وحدت زمان . 4 - وحدت مكان . 5 - وحدت دو قضيه در قوه و فعل . يعنى هر دو قضيه يا بالقوه باشند ، يا بالفعل . 6 - وحدت كل و جزء . 7 - وحدت شرط . 8 - وحدت اضافه . « 1 » - اختلافات سه‌گانه : دو قضيه متناقض بايد در سه مورد با يكديگر اختلاف داشته باشند .

--> ( 1 ) برخى « وحدت حمل » را نيز شرط مىدانند . يعنى بايد حمل در هر دو قضيه يا حمل اوّلى باشد ، يا حمل شايع صناعى .