مجتبى ملكى اصفهانى
248
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
اصول كلى استنباط . به عنوان « اعلم » رجوع شود . ب : حسن سليقه و مهارت در تطبيق قواعد و اصول بر موضوعات و فروع . آيا عقل عامى حكم مىكند به لزوم رجوع به اعلم ؟ شكّى نيست كه اگر فتواى اعلم با غير اعلم مخالف باشد و عامى نيز به اين مخالفت آگاهى داشته باشد ، عقل او حكم مىكند كه به اعلم رجوع كند . زيرا امر داير است بين رجوع تخييرى به اعلم يا غير اعلم و رجوع تعيينى به اعلم . و چون حجيّت فتواى اعلم درهرصورت يقينى است و حجيّت فتواى غير اعلم مشكوك ، بنابراين به حكم عقل ، رجوع مىكند به فتوايى كه حجيّت آن يقينى است . به عنوان « اصالة التعيين » رجوع شود . آيا به حسب ادله اجتهادى ، مجتهد مىتواند حكم به جواز رجوع به غير اعلم بكند يا نه ؟ قبل از بيان ادلهى قائلين به جواز و قائلين به عدم جواز ، ذكر سه نكته لازم است : 1 - محل بحث جايى است كه مخالفت فتواى اعلم و غير اعلم معلوم باشد ، ولى اگر فتواى اعلم با غير اعلم مخالف نباشد ، يا شك در اختلاف فتواى اعلم و غير اعلم داشته باشيم ، مشهور و معروف بين علما جواز رجوع به غير اعلم است . 2 - بحث تقليد از اعلم ، مسألهاى عقلى است و همان گونه كه گفته شد ، عقل مكلف حكم مىكند به لزوم تقليد از اعلم ؛ بنابراين عامى ، در جواز رجوع به غير