مجتبى ملكى اصفهانى

246

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

يا عمل اهل كتاب را انكار مىكنند « 3 » ، درست نيست . زيرا اين آيات رجوع جاهل به جاهل و پيروى و متابعت ناشى از تعصّب يا متابعت ظن بما هو ظن ، بدون دليل معتبر شرعى يا عقلى ، و يا عمل اهل كتاب يعنى حلال كردن حرام خداوند و حرام كردن حلال خداوند را ملامت و سرزنش مىكنند و از آنها نهى مىنمايند . - شرايط مرجع تقليد : گفته شده كه مرجع تقليد بايد بالغ ، عاقل ، مؤمن ، عادل ، مرد ، آزاد ، مجتهد مطلق ، زنده ، اعلم و حلال‌زاده بوده و دنياپرست نباشد . مرحوم خويى قدّس سرّه معتقد است كه هيچ دليلى از آيات و روايات و سيره‌ى عقلا بر اعتبار بلوغ ، ايمان ، عدالت ، مرد بودن ، حرّيت و اجتهاد مطلق و حلال‌زاده بودن مرجع تقليد وجود ندارد . بلكه سيره‌ى عقلا بر عدم اعتبار اين امور است ؛ زيرا مىبينيم كه عقلا در رجوع جاهل به عالم فرقى بين عالم و اهل فن بالغ و غير بالغ يا مرد و زن ، يا مؤمن و غير مؤمن ، يا آزاد و بنده نمىگذارند . بلى ! دقّت در مسئله باعث اعتقاد به لزوم شرايط فوق مىشود زيرا آنچه در اذهان متشرعه مرتكز است ، اين است كه شارع راضى به زعامت و مرجعيت كسى كه داراى نقص است و مثلا عدالت يا ايمان ندارد ، نيست . و يا در مورد مرد بودن مىگوييم : آنچه از مذاق شارع استفاده مىشود اين است كه شارع مايل نيست زن در معرض رجوع و سؤال عامه مردم قرار گيرد ، با توجه به اينكه شارع

--> ( 3 ) اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ . . . التوبة ، 31 .