مجتبى ملكى اصفهانى

235

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

از دو دليل متعارض است ، يا بايد در فتوا توقف كرد و در عمل احتياط ، يا بايد اگر يكى از دو دليل موافق احتياط بود به آن عمل كرد و الّا قائل به تخيير شد ؟ منشأ اين اختلاف ، اختلاف روايات وارده است كه برخى بر قول اول و برخى بر قول دوم و برخى بر قول سوم دلالت مىكنند . ما به خاطر طولانى شدن بحث ، از ذكر آنها خوددارى مىكنيم . علاقمندان مىتوانند به كتاب « فوائد الاصول » جلد 4 ، ص 736 مراجعه نمايند . دو نكته : 1 - قبول داريم كه مقتضاى قاعده در دو دليل متعارضى كه ازهرجهت مساوى هستند ، تساقط است ، ولى اگر اين دو دليل متعارض ، متضمن نفى حكم ثالث باشند ، آيا در اين جهت حجّت هستند يا نه ؟ يعنى آيا دو دليل متعارض متساقط مىتوانند حكم ثالث را نفى كنند يا نه ؟ مثلا دليلى مىگويد : موقع رؤيت هلال ، دعا واجب است ، و دليل ديگر مىگويد : موقع رؤيت هلال ، دعا حرام است . اكنون اين دو دليل از جهت وجوب يا حرمت دعا موقع رؤيت هلال ، حجّت نيستند ، زيرا تعارض موجب تساقط آنها شده ، ولى آيا اين دو دليل مىفهمانند كه دعا موقع رؤيت هلال مستحب يا مكروه نيست ؟ برخى از اصوليين معتقدند كه سقوط دو دليل ضررى به حجيّت آنها در نفى حكم ثالث نمىزند . « 1 » 2 - قاعده معروفى هست كه « الجمع مهما امكن اولى من الطرح » معناى اين قاعده چيست ؟ آيا با توجه به اين قاعده ، باب تعارض بسته نمىشود ؟ به

--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 2 ، ص 200 .