مجتبى ملكى اصفهانى
22
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مقدمات و شرايط اجتهاد مىداند ، « 1 » صاحب معالم قدّس سرّه لغت ، تفسير ، حديث ، رجال ، اجماعات ، اصول ، منطق ، ملكه استنباط و قوت رد فروع به اصول را شرط اجتهاد مىداند . « 2 » با توجه به اقوال مختلف در اين جهت مىتوان گفت : هر علمى كه استنباط به نوعى برآن متوقف باشد ، از شرايط اجتهاد است . هرچند علوم مختلف از جهت شدّت و ضعف نياز متفاوتند و بر همين اساس فراگرفتن مجتهد نيز بايد به تناسب شدت و ضعف كاربرد هركدام از علوم باشد . 5 - تخطئه و تصويب . به عنوان « تخطئه و تصويب » رجوع شود . اجزاء اجزاء مصدر « أجزأ » است ، و در لغت به معناى كفايت كردن و بىنياز كردن است . اما در اصطلاح عبارت است از : كفايت امتثال امرى از امتثال امر ديگر ؛ و به عبارت ديگر : انسان هرگاه امرى را امتثال نمود ، اين امتثال كفايت كند و نياز به امتثال امر ديگرى نباشد . در علم اصول فقه ، يكى از بحثهاى عمده ، بحث مستقلّات و غير مستقلات عقلى است كه هركدام در جاى خود خواهد آمد . و در بحث غير مستقلات عقلى يكى از موضوعات مورد بحث ، اجزاء است . اوامرى كه در شرع مقدس وارد شدهاند بر سه گونهاند : 1 - امر واقعى اولى .
--> ( 1 ) مبادى الوصول ، ص 241 . ( 2 ) المعالم ، ص 234 .