مجتبى ملكى اصفهانى
218
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
و الّا اگر بدون دخالت علّت و عاملى از مرحله قوه و امكان به مرحله وجود برسد ، مستلزم محال است . زيرا در جاى خود ثابت شده است كه هيچ معلولى بدون علّت وجود پيدا نمىكند . اين وجود اثر يا فعل ممكن ، بدون دخالت علّت يا عامل را ترجيح بدون مرجّح گويند . و اين محال و ممتنع است . و اما ترجيح بدون مرجّح يعنى اينكه علّت و فاعل نسبت به دو اثر ، يا فعل مختلف ، حالت تساوى داشته باشد و هر دو فعل يا اثر براى او به يك نحو ممكن باشند و در عين حال ، فاعل و علت ، بدون وجود هرگونه مزيّت و رجحانى در يكى از دو اثر يا فعل ، به يكى از آنها انتساب پيدا كند و آن را به وجود آورد . چنين انتسابى از ناحيه فاعل و علّت به يكى از دو ممكن ، بدون دخالت هيچ عاملى ، يعنى اينكه ممكن خود به خود از مرحله قوه و امكان به مرحله وجود برسد و اين مستلزم ترجّح بلا مرجّح « 1 » و محال و ممتنع است . اين مربوط به عالم تكوين و امور واقعى است . و امّا ترجيح بدون مرجّح در عالم اعتبار : اگر دو دليل يا دو نظر با يكديگر در تعارض باشند ، چنانچه يكى از آنها مزيت و رجحانى داشته باشد ، آن را مقدم مىدارند ، ولى اگر هيچكدام از دو دليل يا دو نظر ، مزيّت و رجحانى نداشته باشد و يكى از آنها مقدم داشته شود ، اين ترجيح بدون مرجّح است كه از نظر عقل قبيح و زشت است ، هرچند در امور اعتبارى ، ترجيح بدون مرجّح ، مستلزم ممتنع و محال نخواهد شد .
--> ( 1 ) ترجيح بلا مرجح يعنى اينكه فعل و اثرى بدون دخالت علّت و عاملى از مرحله قوه و امكان خارج شده و به وجود برسد كه اين يعنى تحقق معلول بدون علت .