مجتبى ملكى اصفهانى

211

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

تراخى از جمله مباحث امر ، بحث فور و تراخى است . به اين معنى كه آيا صيغه امر ، با قطع نظر از قرائن خارجى ، بر فور دلالت مىكند و مكلف با شنيدن امر بايد فورا آن را انجام دهد ، يا اينكه مىتواند امتثال امر را به تأخير بيندازد ؟ در كتاب « جمع الجوامع » شش قول ذكر شده است ، « 1 » ولى چهار قول بيشتر مورد توجه واقع نشده است . 1 - امر بر فور دلالت مىكند . 2 - امر بر تراخى دلالت مىكند . 3 - امر مشترك بين فور و تراخى است ، و حمل امر بر يكى از اين دو معنى ، بايد با قرينه باشد . 4 - امر نه بر فور دلالت مىكند و نه بر تراخى و نه بر اعم از فور و تراخى . مشهور بين اماميه و اهل سنت ، همين قول چهارم است . ايشان معتقدند كه قيدهايى مانند فور ، تراخى ، مرّه ، تكرار و . . . همگى از موضوع له امر خارج هستند و هركدام از آنها را بايد از قرينه‌هاى خارجى استفاده كرد . برخى از اصوليين پرداختن به بحث فور و تراخى و مرّه و تكرار را بىفايده دانسته‌اند ، ولى برخى ديگر از اصوليين به بسط و گسترش اين مباحث پرداخته‌اند . براى آگاهى بيشتر به منابع ذيل مراجعه شود . « 2 »

--> ( 1 ) جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 379 . ( 2 ) المحاضرات ، ج 2 ، ص 211 ؛ الذريعة ، ج 1 ، ص 130 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 133 ؛ تمهيد القواعد ، ص 132 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 73 ؛ الوافية ، ص 77 ؛ العدة ، ج 1 ، ص 225 ؛ مبادى الوصول ، ص 96 ؛ نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 218 ؛ تقريرات مجدد شيرازى ، ج 2 ، ص 122 ؛ الاحكام آمدى ، ج 1 ، ص 387 ؛ المعتمد ، ج 1 ، ص 11 ؛ ارشاد الفحول ، ص 99 ؛ اصول السرخسى ، ج 1 ، ص 26 ؛ الاحكام ابن حزم ، ج 1 ، ص 313 .