مجتبى ملكى اصفهانى

155

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اصطلاح در معناى حجّت وجود دارد . 1 - لغوى : حجّت نزد لغويين عبارت از هر چيزى است كه در هنگام خصومت ، به وسيله آن پيروزى به دست مىآيد . 2 - منطقى : در اصطلاح منطقى ، حجّت به قضيه‌اى گفته مىشود كه از چند قضيه ديگر منتج شده باشد و نتيجه مطلوب را اثبات كند . به حد وسط نيز حجّت مىگويند . 3 - اصولى : در اصطلاح اصوليين حجّت عبارت از هر چيزى است كه شىء ديگرى را كشف مىكند و حاكى از آن است و مثبت آن شيئى ديگر است . « 1 » به عبارت ديگر : حجّت يا اماره چيزى است كه موجب ظن معتبر شده و كاشف و حاكى از واقع باشد و شارع آن را معتبر كرده باشد ، مانند خبر واحد ، ظواهر و . . . - راههاى دستيابى به احكام شرعى : احكام شرعى نيز مانند ساير امور بايد از طريق علم به دست بيايند و در اين جهت بحثى نيست ، زيرا سيرهء عقلا ، عمل بر اساس علم است ، البته مراد از علم ، معناى عام آن است كه شامل اطمينان نيز مىشود ؛ ولى ممكن است در موردى علم نسبت به حكم شرعى حاصل نشود ، در اين صورت نمىتوان بر اساس ظن عمل نمود زيرا راهها و دليلهاى ظنى معتبر نيستند مگر اينكه علم پيدا

--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 2 ، ص 12 ؛ الاصول العامة ، ص 36 - 35 با تلخيص .