مجتبى ملكى اصفهانى

150

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

آن و انگشتر و قرآن و جلد آن و لباس مصرف شده ميت ، و ملكيت فقرا و سادات در خمس و زكات ، از اعتبارات شرع است ، و ملكيت خمر و خنزير را عرف و عقلا معتبر مىدانند در حالى كه شرع آن را معتبر نمىداند . و در موارد بسيارى مانند ملكيت انسان نسبت به مال خود ، هم شرع آن را معتبر مىداند و هم عرف و عقلا . 2 - سبب جعل و منشأ اعتبار گاهى امرى تكوينى است ، مانند فوت انسان كه منشأ ملكيت ورثه نسبت به اموال اوست و فوت امرى است تكوينى ، و گاهى منشأ اعتبار ، فعلى از افعال اختيارى است ، مانند بيع معاطات و صيد حيوانات وحشى كه افعالى اختيارى هستند و منشأ انتزاع ملكيت ؛ و گاهى منشأ انتزاع ، فعل غير اختيارى است ، مانند قتل غير عمد كه فعلى غير اختيارى است و موجب ثبوت ديه مىشود ، و گاهى منشأ انتزاع صيغه‌اى از افعال است ، مانند صيغه امر و نهى و ساير الفاظ كه منشأ احكام تكليفى و وضعى هستند ، و گاهى منشأ اعتبار مجرد قصد و اراده است ، مانند اينكه شارع بعضى از چيزها را براى مكلفين مباح دانسته ، و همين‌طور مانند اباحه تصرف در اموال ، با رضايت صاحب آنها . « 1 » اعراض اعراض در لغت يعنى : رها كردن و روى گرداندن و منع از چيزى . « 2 » در اصطلاح علما نيز اعراض به همين معنى استعمال مىشود . مثلا گفته

--> ( 1 ) الاصول العامه ، ص 69 - اصطلاحات الاصول ، ص 85 - شرح مصطلحات فلسفى ، ص 157 . ( 2 ) لسان العرب ، ماده « عرض . »