مجتبى ملكى اصفهانى
136
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
و تعريف يك معناى اصطلاحى . ما تعريف مستقل دو كلمه اصول و فقه را در عناوين مربوط به خود آنها آوردهايم و لذا در اينجا اصول فقه را به اعتبار دوّم بيان مىكنيم . - تعريف علم اصول فقه : تعبيرات مختلفى در تعريف اين علم بيان شده است . مرحوم آخوند خراسانى قدّس سرّه مىگويد : اصول فقه ، صنعتى است كه به وسيله آن قواعدى كه ممكن است در طريق استنباط احكام واقع شوند ، يا در مقام عمل منتهى به احكام شوند ، شناخته مىشوند . « 1 » مرحوم مظفر قدّس سرّه مىگويد : علم اصول فقه ، علمى است كه در آن از قواعدى بحث مىشود كه نتيجه آنها در طريق استنباط حكم شرعى قرار مىگيرد . « 2 » مثلا وجوب نماز از آيه شريفه 72 سوره انعام وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و آيه 103 سورهء نساء إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً استفاده مىشود . ولى دلالت آيه اول متوقف است بر ظهور صيغه امر ( اقيموا ) در وجوب ، و حجيّت ظاهر قرآن و صحت استدلال به ظاهر قرآن ، و اين ظهور و حجيّت آن و صحت استدلال ، در علم اصول فقه ثابت مىشود . « 3 »
--> ( 1 ) الكفاية ، ج 1 ، ص 9 . ( 2 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 5 . ( 3 ) براى آگاهى بيشتر از تعريف اصول فقه مىتوان به منابع زير مراجعه نمود : تمهيد القواعد ، ص 32 ؛ المستصفى ، ج 1 ، ص 9 ؛ ارشاد الفحول ، ص 3 ؛ الفصول ، ص 9 ؛ كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 9 ؛ الاصول العامة ، ص 41 ؛ علم اصول الفقه ، ص 15 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 5 ؛ الاحكام آمدى ، ج 1 ، ص 7 .