مجتبى ملكى اصفهانى

122

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اصل تنزيلى و غير تنزيلى به عنوان « اصل » رجوع شود . اصل عدم امام باقر عليه السّلام مىفرمايند : « كان اللّه عزّ و جلّ و لا شىء غيره » « 1 » . يعنى خداوند بود و هيچ‌چيز ، غير از او نبود . معنى اين جمله اين است كه غير از خداوند ، هر چيزى ابتدا نبوده و بعد وجود پيدا كرده است . بنابراين ، اصل ، عدم هر چيزى است تا وقتى كه وجود آن ثابت شود . بر اساس اين اصل هرگاه در وجود فعلى امرى ترديد كنيم ، حكم به عدم آن مىكنيم . به همين خاطر هرگاه كسى ادعايى بكند و طرف ديگر انكار كند ، قول منكر مقدم است و پذيرفته مگر اينكه مدعى ادعاى خود را ثابت كند . - اصل عدم و استصحاب عدمى : اصل عدم با استصحاب عدمى در نتيجه يكسان است ، ولى دليل حجيّت اصل عدم ، عقلى است و دليل اعتبار استصحاب ، شرعى است . - اصل عدم و اصل برائت : اصل عدم در تكاليف و موضوعات جارى است ، ولى اصل برائت در تكاليف . به عنوان « اصالة البراءة » رجوع شود .

--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 144 ، حديث 2 .